تبليغاتX
آدم نمایی درون باتلاق
هيچ وقت فكر نمي كردم يكي از آرزوهام بشه در آغوش كشيدن!

+ خط خطی شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 21:27 به قلمه دخترک تنها |


چقدر اين روزها زندگي نبودنت را به رخم مي كشد

+ خط خطی شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 22:37 به قلمه دخترک تنها |


آرزو مرگ اين روزها تكراري شده

تكراري تر از زورها يم

+ خط خطی شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 23:16 به قلمه دخترک تنها


از همیشه تنهاترم این روزا!

می دونم همیشه از این بدترم میتونه بشه

یادم نمیاد اخرین باری که از خونه رفتم بیرون کی بود!

پووووووووووووووووووف

نمی دونم اگه امید اخرم نا امید شه چیکار می کنم!

+ خط خطی شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 15:27 به قلمه دخترک تنها


چقدر دلم واسه اينجا و تنهايي هاشو يه فنجون سكوتش تنگ شده بود

انگار هيچ كس به جز اينجا دركم نمي كنه!

+ خط خطی شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 4:14 به قلمه دخترک تنها |


دارم به بودنت شک می کنم!

نه! می دونم هستی!

دارم به معرفتت شک می کنم.

+ خط خطی شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 16:28 به قلمه دخترک تنها |


دلم واسه اینجا تنگ شده!!

هیچ وبلاگیم به اندازه اینجا ارومم نمی کنه

+ خط خطی شده در جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 1:7 به قلمه دخترک تنها |


از خودم بدم میاد

این اولین باریه که این حس و دارم

+ خط خطی شده در شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 1:33 به قلمه دخترک تنها |


هیسسسس

به کسی نگو که از بزگ شدن می ترسم!

....

+ خط خطی شده در یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 3:15 به قلمه دخترک تنها |


تنهایی

سکوت

کدوم عمیق تره؟

+ خط خطی شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 2:29 به قلمه دخترک تنها |


دلم گرفته .....

ببین چقدر گرفته بعد این همه ماه دارم باتلاقم و آپ می کنم

چرا اخه این دل بد بخته من تا به هرکی وابسته می شه خداحافظی ها نزدیکتر می شه؟

چرا هیچ کس تاحالا نتونسته منو با اشکام بخواد چرا همه فکر می کنن باید همیشه بخندم

چرا چرا های من تو این باتلاق لعنتیم تمومی نداره

از خداحافظی ها و گریه های شبانه که نکنه طرف بفهمه چه حسی دارم خسته شدم

چرا وقتی که دوست داری دستاتو باز کنی تا یه نفر محکم تو آغوشت بگیره حقیقت شاتالاقی می خوره

تو سرت و می فهمی بزرگ شدی

از اینکه ادما دورت بفهمن چقدر از بزرگ شدن می ترسی بترسی

 

+ خط خطی شده در شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 1:55 به قلمه دخترک تنها |


همه چی قاطی ه

نمی دونم دارم چی کار می کنم :|

رو هوام بد

خودم هم نمی دونم چمه :(

از طرفی فشار امتحانا داره دیونم می کنه از طرفه دیگه از دلتنگی دارم می میرم :(

انقدر زیاده که به جز سکوت تو هیچ چیز دیگه جا نمی شه :|

دعا!

آمین

+ خط خطی شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 0:31 به قلمه دخترک تنها


و یک شب دیگه و حسای غریبه آشنای همیشگی....

باز صدای آهنگا که ناله می کنن ناثینگ الز داز متر...

باز شمع با آب چشمان من می سوزه

باز یاد پناهی و تنهاییاش

باز اوج و تنهاییا.....

چه طور باید تو اینجا بگم خواننده وب نمی خوام تنهام بذارید

اون سکوت و چشای خیره تون به کلمه ها دیوونمم می کنه

باز حس آدمای دورو برت که از الف بای زندگی تو حتی الفی هم درک نمی کنن

تق تق تق حقیقت ....

خیلی خوبه یه نفر داشته باشی که به یادت باشه نه؟

آره خو اما متاسفانه اون یه نفر خودشو جر می ده که درکت کنه اما باز مات و مبهوت از حرفات سر در نمیاره 

یعنی بزرگ شدم!

اره خو یه هفته پیش بود که تولدم بود!!

میدونی همیشه ۲ کلمه بودن که خیلی سنگین تر از کلمه ع ش ق بودن ! می دونی چیه!

آره درست حدس زدی یکیش نفرت و اون یکی سکوت

این دو تارو با تک تک سلول هام چشیدم مزشو!

.................

یه چیز سنگینی می کنه رو قلبم یا قلبم خیلی سبک شده...

+ خط خطی شده در چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 1:58 به قلمه دخترک تنها


اعصبی همین
+ خط خطی شده در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 1:46 به قلمه دخترک تنها


دارم دیوونه می شم

آدما یه بار بیشتر عاشق نمی شن

به خدا نمی شن نمی شن نمی شن

منم عاشق تو شدم  و هستم :|

حتی ....


ادامه مطلب
+ خط خطی شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 16:32 به قلمه دخترک تنها |


اولش فک کردم شاید حالا که نمی تونم
ادامه مطلب
+ خط خطی شده در پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 4:33 به قلمه دخترک تنها |


اوج و قدرت و با تمام وجود حس می کن وقت خودم میاد سراغم!

بیشتر بهم سر بزن!

+ خط خطی شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 23:49 به قلمه دخترک تنها


بیدار شدم ساعت الا ۹ دوساعت دارم ریاضی می خونم!!!

تاحالا نخونده بودم به این سبک!

اینترنت هم که شده معلمم! انقدر ویدو و مطلب و تمرین زیاد هست جور واجور که گیجیدم!

می گن گوزپیچ شده مغذم همون مایه هام

واسم دعاکنید !!!

همه رو که تا الان ریدم این یکی که دارم واقعا از جون مایه می زارم خوب شه:دی

+ خط خطی شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 12:40 به قلمه دخترک تنها


فردا باز روز زنده شدن منه روزی که خودم به خودم ثابت خواهم شد

کمکم کن بزرگم

 

+ خط خطی شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 3:42 به قلمه دخترک تنها |


چه حس خوبیه وقتی که امتحانت و می رینی و عین خیالت هم نیست:)))

کارم شده آهنگ گوش دادن و به گاثیک بودن فک کردن!

یا به امید درست شدن درسا بعد این!

یا درست اومدن تابستون

تازه شروع بازیه کوچولو

....

+ خط خطی شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 23:1 به قلمه دخترک تنها